تبلیغات
IT , دنیای رایانه و گوشی همراه - خاطره ای از زندگی شهید مهدی باكری
منوی اصلی
IT , دنیای رایانه و گوشی همراه
،:|" الهم عجل الوالیك الفرج "|:،

بهش گفتم: برگشتنی ، یه خورده كاهو و سبزی بخر

گفت: سرم شلوغه ، می ترسم یادم بره ، روی یه تیكه كاغذ بنویس

همون موقع داشت جیبش رو خالی می كرد

یه دفترچه یادداشت و یه خودكار در آورد گذاشت زمین

برداشتمشان تا چیزهایی كه می خواستم رو براش بنویس

یه دفعه بهم گفت: ننویسی ها!

جا خوردم

نگاهش كردم

به نظرم كمی عصبانی شده بود

گفتم: مگه چی شده؟

گفت: خودكاری كه دستته ، مال بیت الماله

گفتم: من كه نمی خواهم باهاش كتاب بنویسم

دو سه تا كلمه كه بیشتر نیست

گفت: نه



منبع:http://zananeenghelab36.tebyan.net/

به نقل از: كتاب نیمه پنهان ماه ، صفحه۳۵